Making Sense of The Meaningless A Review of “Making Sense of Everyday Life”
Mahmoodi Baharak
Abstract
Mahmoodi Baharak
Abstract
هدف از نگارش مقالۀ حاضر معرفی، بازخوانی، و نقد کتاب معنابخشی به زندگی روزمره است که در سال ۲۰۰۹ توسط سوزی اسکات، نویسندۀ انگلیسیتبار، بهرشتۀ تحریر درآمده است. کتاب تلاش میکند که در ده فصل تمامی سرفصلها و ابعادِ مفهوم «زندگی روزمره» بهمنزلۀ مفهومی جامعهشناسانه را، که تاکنون در این عرصه مغفول مانده بوده، بکاود و آنها را موردمداقه قرار دهد. فرض نویسنده بر این اساس شکل گرفته است که مطالعۀ زندگی روزمره در عرصۀ مطالعات جامعهشناسانه، که معمولاً مشغول پاسخدادن به سؤالات و پیشبینی روندهای کلان اجتماع بوده است، عرصهای حاشیهای بهشمار رفته که از فرط بدیهی انگاشتهشدن گویی که لزومی برای مطالعۀ آن نبوده است. درحالیکه بهادعای نویسنده، شناخت ساختارهای کلان اجتماعی بدون توجه به عرصههای خرد شکلدهندۀ آن، همچون عرصۀ زندگی روزمره، امکانپذیر نخواهد بود. نتیجه اینکه نویسنده نتوانسته است از دایرۀ تنگ روانشناسی اجتماعی خارج شود و مباحث را در سطوحی جامعهشناسانه، چنانکه ادعا کرده است، ارائه کند. به همین دلیل، نویسنده در فصول مختلف رویهای سطحی و غیرنظری را بهکار گرفته و از سطوح اولیۀ تحلیل فراتر نرفته است.
A significance statement is not available in the OpenAlex record.
A contribution statement is not available in the OpenAlex record.
Method details are not available in the OpenAlex metadata.
Findings are not separately available in the OpenAlex metadata.
Limitations are not available in the OpenAlex metadata.
Application details are not available in the OpenAlex metadata.
هدف از نگارش مقالۀ حاضر معرفی، بازخوانی، و نقد کتاب معنابخشی به زندگی روزمره است که در سال ۲۰۰۹ توسط سوزی اسکات، نویسندۀ انگلیسیتبار، بهرشتۀ تحریر درآمده است. کتاب تلاش میکند که در ده فصل تمامی سرفصلها و ابعادِ مفهوم «زندگی روزمره» بهمنزلۀ مفهومی جامعهشناسانه را، که تاکنون در این عرصه مغفول مانده بوده، بکاود و آنها را موردمداقه قرار دهد. فرض نویسنده بر این اساس شکل گرفته است که مطالعۀ زندگی روزمره در عرصۀ مطالعات جامعهشناسانه، که معمولاً مشغول پاسخدادن به سؤالات و پیشبینی روندهای کلان اجتماع بوده است، عرصهای حاشیهای بهشمار رفته که از فرط بدیهی انگاشتهشدن گویی که لزومی برای مطالعۀ آن نبوده است. درحالیکه بهادعای نویسنده، شناخت ساختارهای کلان اجتماعی بدون توجه به عرصههای خرد شکلدهندۀ آن، همچون عرصۀ زندگی روزمره، امکانپذیر نخواهد بود. نتیجه اینکه نویسنده نتوانسته است از دایرۀ تنگ روانشناسی اجتماعی خارج شود و مباحث را در سطوحی جامعهشناسانه، چنانکه ادعا کرده است، ارائه کند. به همین دلیل، نویسنده در فصول مختلف رویهای سطحی و غیرنظری را بهکار گرفته و از سطوح اولیۀ تحلیل فراتر نرفته است.
Key concepts: Everyday life, Realm, Epistemology, Meaning (existential), Relation (database), Sociology, Field (mathematics), Common sense