2017پژوهش های صنایع غذاییRequires access

بررسی قابلیت Bifidobacterium bifidumدر جذب آفلاتوکسین M1 از ماست پروبیوتیک

محبوبه سرابی جماب, فائزه تجلی, نسیم ادیبپور

Open publisher page 0 citations

Abstract

توکسین­زدایی میکروبی یکی از روش­های حذف آفلاتوکسین­ها از جمله آفلاتوکسین M1 محسوب می­شود. گزارش­ها نشان دهنده آن است که برخی از سویه­های باکتری­های خانواده اسید لاکتیک از طریق جذب سطحی آفلاتوکسین­ها به دیواره سلولی خود، می­توانند در حذف آن­ها مؤثر باشند. در این تحقیق توانایی باکتری Bifidobacterium bifidum در میزان جذب آفلاتوکسین M1  از ماست پروبیوتیک بررسی گردید. بدین منظور حدود cfu/ml 108 از باکتری پروبیوتیک و آغازگر به شیر پس­چرخ بازسازی شده فاقد آفلاتوکسین M1 تلقیح شد. سپس نمونه­ها با غلظت­های 1/0، 5/0 و 75/0 قسمت در بیلیون (ppb) آفلاتوکسین M1 آلوده شدند. غلظت آفلاتوکسین باقیمانده در سوپرناتانت نمونه­های ماست در روزهای اول، هفتم، چهاردهم و بیست و یکم پس از تولید ماست، توسط روش الایزای رقابتی تعیین و نتایج توسط HPLC تایید شد. یافته­های حاصل ازاین تحقیق نشان داد هرچند، هم باکتری پروبیوتیک مورد آزمون (Bifidobacterium bifidum) و هم آغازگرهای معمولی ماست ( Streptococcus thermophilus و Lactobacillus bulgaricus) قادر به جذب سم می­باشند، توانایی باکتری پروبیوتیک در جذب مقادیر بالای سم در مقایسه با آغازگرهای ماست به لحاظ آماری معنی­دار است. همچنین نتایج حاکی از این است که قابلیت باکتری­ها در کاهش میزان سم در نمونه­های با مقادیر پایین سم بسیار بیشتر است. نتایج حاصل از بررسی زنده­مانی در طی زمان ماندگاری نمونه­های ماست نشان داد که تعداد Bifidobacterium bifidum تا پایان دوره نگهداری ماست (21 روز) در مقایسه با اولین روز حدود 4 سیکل لگاریتمی کاهش یافت.

About this research paper

What this paper is about

توکسین­زدایی میکروبی یکی از روش­های حذف آفلاتوکسین­ها از جمله آفلاتوکسین M1 محسوب می­شود. گزارش­ها نشان دهنده آن است که برخی از سویه­های باکتری­های خانواده اسید لاکتیک از طریق جذب سطحی آفلاتوکسین­ها به دیواره سلولی خود، می­توانند در حذف آن­ها مؤثر باشند. در این تحقیق توانایی باکتری Bifidobacterium bifidum در میزان جذب آفلاتوکسین M1  از ماست پروبیوتیک بررسی گردید. بدین منظور حدود cfu/ml 108 از باکتری پروبیوتیک و آغازگر به شیر پس­چرخ بازسازی شده فاقد آفلاتوکسین M1 تلقیح شد. سپس نمونه­ها با غلظت­های 1/0، 5/0 و 75/0 قسمت در بیلیون (ppb) آفلاتوکسین M1 آلوده شدند. غلظت آفلاتوکسین باقیمانده در سوپرناتانت نمونه­های ماست در روزهای اول، هفتم، چهاردهم و بیست و یکم پس از تولید ماست، توسط روش الایزای رقابتی تعیین و نتایج توسط HPLC تایید شد. یافته­های حاصل ازاین تحقیق نشان داد هرچند، هم باکتری پروبیوتیک مورد آزمون (Bifidobacterium bifidum) و هم آغازگرهای معمولی ماست ( Streptococcus thermophilus و Lactobacillus bulgaricus) قادر به جذب سم می­باشند، توانایی باکتری پروبیوتیک در جذب مقادیر بالای سم در مقایسه با آغازگرهای ماست به لحاظ آماری معنی­دار است. همچنین نتایج حاکی از این است که قابلیت باکتری­ها در کاهش میزان سم در نمونه­های با مقادیر پایین سم بسیار بیشتر است. نتایج حاصل از بررسی زنده­مانی در طی زمان ماندگاری نمونه­های ماست نشان داد که تعداد Bifidobacterium bifidum تا پایان دوره نگهداری ماست (21 روز) در مقایسه با اولین روز حدود 4 سیکل لگاریتمی کاهش یافت.

Why it matters

A significance statement is not available in the OpenAlex record.

Key contribution

A contribution statement is not available in the OpenAlex record.

Method / approach

Method details are not available in the OpenAlex metadata.

Main findings

Findings are not separately available in the OpenAlex metadata.

Limitations

Limitations are not available in the OpenAlex metadata.

Applications

Application details are not available in the OpenAlex metadata.

Available abstract

توکسین­زدایی میکروبی یکی از روش­های حذف آفلاتوکسین­ها از جمله آفلاتوکسین M1 محسوب می­شود. گزارش­ها نشان دهنده آن است که برخی از سویه­های باکتری­های خانواده اسید لاکتیک از طریق جذب سطحی آفلاتوکسین­ها به دیواره سلولی خود، می­توانند در حذف آن­ها مؤثر باشند. در این تحقیق توانایی باکتری Bifidobacterium bifidum در میزان جذب آفلاتوکسین M1  از ماست پروبیوتیک بررسی گردید. بدین منظور حدود cfu/ml 108 از باکتری پروبیوتیک و آغازگر به شیر پس­چرخ بازسازی شده فاقد آفلاتوکسین M1 تلقیح شد. سپس نمونه­ها با غلظت­های 1/0، 5/0 و 75/0 قسمت در بیلیون (ppb) آفلاتوکسین M1 آلوده شدند. غلظت آفلاتوکسین باقیمانده در سوپرناتانت نمونه­های ماست در روزهای اول، هفتم، چهاردهم و بیست و یکم پس از تولید ماست، توسط روش الایزای رقابتی تعیین و نتایج توسط HPLC تایید شد. یافته­های حاصل ازاین تحقیق نشان داد هرچند، هم باکتری پروبیوتیک مورد آزمون (Bifidobacterium bifidum) و هم آغازگرهای معمولی ماست ( Streptococcus thermophilus و Lactobacillus bulgaricus) قادر به جذب سم می­باشند، توانایی باکتری پروبیوتیک در جذب مقادیر بالای سم در مقایسه با آغازگرهای ماست به لحاظ آماری معنی­دار است. همچنین نتایج حاکی از این است که قابلیت باکتری­ها در کاهش میزان سم در نمونه­های با مقادیر پایین سم بسیار بیشتر است. نتایج حاصل از بررسی زنده­مانی در طی زمان ماندگاری نمونه­های ماست نشان داد که تعداد Bifidobacterium bifidum تا پایان دوره نگهداری ماست (21 روز) در مقایسه با اولین روز حدود 4 سیکل لگاریتمی کاهش یافت.

Key concepts: Bifidobacterium bifidum, Bifidobacterium, Streptococcus thermophilus, Actinomycetaceae, Lactobacillus, Bifidobacterium breve, Microbiology, Food science

Back to paper searchBrowse research topicsOriginal source
بررسی قابلیت Bifidobacterium bifidumدر جذب آفلاتوکسین M1 از ماست پروبیوتیک — Research Paper | ScholarLens