2016زیست شناسی میکروارگانیسم هاOpen access

بررسی توانایی تولید بیوسورفکتانت توسط دو باکتری Bacillus pumilus 1529 و Bacillus subtilis WPI

شیلا خواجوی شجاعی, عبدالامیر معزی, نعیمه عنایتی ضمیر

Open full text 0 citations

Abstract

مقدمه: بیوسورفکتانت‌ها، مولکول‌های دوگانه دوست منحصر به‌ فردی هستند که کاربرد وسیعی در حذف آلودگی‌های آلی و فلزی محیط‌زیست دارند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی و تعیین شرایط بهینه تولید بیوسورفکتانت توسط دو باکتری Bacillus pumilus 1529 و Bacillus subtilis WPI است. ‏‏‏ مواد و روش ‏‏ها: در این پژوهش، اثر منبع کربن، دما و زمان گرما‏گذاری بر تولید بیوسورفکتانت بررسی شد. به‌منظور تشخیص تولید بیوسورفکتانت از روش‌های کمی و کیفی غربال‏گری، مانند همولیز آگار خون‌دار، روش پراکنش نفت، روش فروپاشی روغن، سنجش فعالیت امولسیون‏کنندگی، سنجش آب‌گریزی سلول و اندازه‌گیری کشش سطحی استفاده شد. سپس، با توجه به نتایج حاصل بهترین شرایط تولید بیوسورفکتانت توسط دو باکتری Bacillus pumilus 1529 و Bacillus subtilis WPI تعیین شد. ‏‏‏ نتایج: در این پژوهش، هر دو باکتری قادر به تولید بیوسورفکتانت در سطح قابل قبولی بودند. از میان چهار منبع کربن مورد بررسی گلوکز، نفت سفید، ملاس نیشکر و فنانترن به‌عنوان منبع کربن و انرژی توسط این دو باکتری استفاده شدند. باکتری Bacillus subtilis WPI بیش‏ترین کاهش کشش سطحی را در منبع کربن نفت سفید پس از 156 ساعت و در دمای 37 درجه سلسیوس نشان داد و توانست کشش سطحی را تا 3/0± 1/33 (میلی‏نیوتن بر متر) کاهش دهد. بیش‏ترین کاهش کشش سطحی توسط باکتری Bacillus pumilus 1529 در محیط حاوی ملاس نیشکر حاصل شد. کشش سطحی نمونه شاهد بدون باکتری حاوی ملاس معادل 5/1± 4/50 (میلی‏نیوتن بر متر) بود که این سویه توانست پس از 156 ساعت و در دمای 37 درجه سلسیوس کشش سطحی محلول را تا 83/22 (میلی‏نیوتن بر متر) کاهش دهد. ‏‏‏ بحث و نتیجه ‏گیری: باکتری Bacillus pumilus 1529 و Bacillus subtilis WPI قابلیت بالایی برای تولید بیوسورفکتانت و تجزیه هیدروکربن‌های نفتی و فنانترن دارند. بنابراین، می‌توان گفت این دو باکتری قابلیت استفاده در زیست پالایی و دیگر کاربردهای زیست‌محیطی و بیوتکنولوژی را دارا هستند. ‏‏‏

About this research paper

What this paper is about

مقدمه: بیوسورفکتانت‌ها، مولکول‌های دوگانه دوست منحصر به‌ فردی هستند که کاربرد وسیعی در حذف آلودگی‌های آلی و فلزی محیط‌زیست دارند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی و تعیین شرایط بهینه تولید بیوسورفکتانت توسط دو باکتری Bacillus pumilus 1529 و Bacillus subtilis WPI است. ‏‏‏ مواد و روش ‏‏ها: در این پژوهش، اثر منبع کربن، دما و زمان گرما‏گذاری بر تولید بیوسورفکتانت بررسی شد. به‌منظور تشخیص تولید بیوسورفکتانت از روش‌های کمی و کیفی غربال‏گری، مانند همولیز آگار خون‌دار، روش پراکنش نفت، روش فروپاشی روغن، سنجش فعالیت امولسیون‏کنندگی، سنجش آب‌گریزی سلول و اندازه‌گیری کشش سطحی استفاده شد. سپس، با توجه به نتایج حاصل بهترین شرایط تولید بیوسورفکتانت توسط دو باکتری Bacillus pumilus 1529 و Bacillus subtilis WPI تعیین شد. ‏‏‏ نتایج: در این پژوهش، هر دو باکتری قادر به تولید بیوسورفکتانت در سطح قابل قبولی بودند. از میان چهار منبع کربن مورد بررسی گلوکز، نفت سفید، ملاس نیشکر و فنانترن به‌عنوان منبع کربن و انرژی توسط این دو باکتری استفاده شدند. باکتری Bacillus subtilis WPI بیش‏ترین کاهش کشش سطحی را در منبع کربن نفت سفید پس از 156 ساعت و در دمای 37 درجه سلسیوس نشان داد و توانست کشش سطحی را تا 3/0± 1/33 (میلی‏نیوتن بر متر) کاهش دهد. بیش‏ترین کاهش کشش سطحی توسط باکتری Bacillus pumilus 1529 در محیط حاوی ملاس نیشکر حاصل شد. کشش سطحی نمونه شاهد بدون باکتری حاوی ملاس معادل 5/1± 4/50 (میلی‏نیوتن بر متر) بود که این سویه توانست پس از 156 ساعت و در دمای 37 درجه سلسیوس کشش سطحی محلول را تا 83/22 (میلی‏نیوتن بر متر) کاهش دهد. ‏‏‏ بحث و نتیجه ‏گیری: باکتری Bacillus pumilus 1529 و Bacillus subtilis WPI قابلیت بالایی برای تولید بیوسورفکتانت و تجزیه هیدروکربن‌های نفتی و فنانترن دارند. بنابراین، می‌توان گفت این دو باکتری قابلیت استفاده در زیست پالایی و دیگر کاربردهای زیست‌محیطی و بیوتکنولوژی را دارا هستند. ‏‏‏

Why it matters

A significance statement is not available in the OpenAlex record.

Key contribution

A contribution statement is not available in the OpenAlex record.

Method / approach

Method details are not available in the OpenAlex metadata.

Main findings

Findings are not separately available in the OpenAlex metadata.

Limitations

Limitations are not available in the OpenAlex metadata.

Applications

Application details are not available in the OpenAlex metadata.

Available abstract

مقدمه: بیوسورفکتانت‌ها، مولکول‌های دوگانه دوست منحصر به‌ فردی هستند که کاربرد وسیعی در حذف آلودگی‌های آلی و فلزی محیط‌زیست دارند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی و تعیین شرایط بهینه تولید بیوسورفکتانت توسط دو باکتری Bacillus pumilus 1529 و Bacillus subtilis WPI است. ‏‏‏ مواد و روش ‏‏ها: در این پژوهش، اثر منبع کربن، دما و زمان گرما‏گذاری بر تولید بیوسورفکتانت بررسی شد. به‌منظور تشخیص تولید بیوسورفکتانت از روش‌های کمی و کیفی غربال‏گری، مانند همولیز آگار خون‌دار، روش پراکنش نفت، روش فروپاشی روغن، سنجش فعالیت امولسیون‏کنندگی، سنجش آب‌گریزی سلول و اندازه‌گیری کشش سطحی استفاده شد. سپس، با توجه به نتایج حاصل بهترین شرایط تولید بیوسورفکتانت توسط دو باکتری Bacillus pumilus 1529 و Bacillus subtilis WPI تعیین شد. ‏‏‏ نتایج: در این پژوهش، هر دو باکتری قادر به تولید بیوسورفکتانت در سطح قابل قبولی بودند. از میان چهار منبع کربن مورد بررسی گلوکز، نفت سفید، ملاس نیشکر و فنانترن به‌عنوان منبع کربن و انرژی توسط این دو باکتری استفاده شدند. باکتری Bacillus subtilis WPI بیش‏ترین کاهش کشش سطحی را در منبع کربن نفت سفید پس از 156 ساعت و در دمای 37 درجه سلسیوس نشان داد و توانست کشش سطحی را تا 3/0± 1/33 (میلی‏نیوتن بر متر) کاهش دهد. بیش‏ترین کاهش کشش سطحی توسط باکتری Bacillus pumilus 1529 در محیط حاوی ملاس نیشکر حاصل شد. کشش سطحی نمونه شاهد بدون باکتری حاوی ملاس معادل 5/1± 4/50 (میلی‏نیوتن بر متر) بود که این سویه توانست پس از 156 ساعت و در دمای 37 درجه سلسیوس کشش سطحی محلول را تا 83/22 (میلی‏نیوتن بر متر) کاهش دهد. ‏‏‏ بحث و نتیجه ‏گیری: باکتری Bacillus pumilus 1529 و Bacillus subtilis WPI قابلیت بالایی برای تولید بیوسورفکتانت و تجزیه هیدروکربن‌های نفتی و فنانترن دارند. بنابراین، می‌توان گفت این دو باکتری قابلیت استفاده در زیست پالایی و دیگر کاربردهای زیست‌محیطی و بیوتکنولوژی را دارا هستند. ‏‏‏

Key concepts: Bacillus pumilus, Bacillus subtilis, Bacillus (shape), Bacillales, Bacillaceae, Microbiology, Chemistry, Biology

Back to paper searchBrowse research topicsOriginal source
بررسی توانایی تولید بیوسورفکتانت توسط دو باکتری Bacillus pumilus 1529 و Bacillus subtilis WPI — Research Paper | ScholarLens